السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1047

تعليقات نقض ( فارسى )

كمال شدّت امر و سختى حال و فشار روزگار و مضيقهء حوادث و تنگناى نوائب را تشبيه بحلقهء ميم مىكنند چنان كه تشبيه بحلقهء انگشترى ميكنند از اينجاست كه در لسان اهل ادب وارد است كه در مقام سختى و فشار زندگى و موقع گرفتارى در پنجهء مصائب مىگويند : « صار قلبى أصغر من بياض الميم و أضيق من صدر اللئيم » يعنى دلم از سفيدى حلقهء ميم كوچكتر شد و از سينهء لئيم تنگتر گرديد . ظهير الدين فاريابى در قصيده‌اى سروده است ( ص 202 چاپ طهران بسال 1324 ) : « كنون ز هستى من بيش از اين دو حرف نماند * دلى چو چشمهء ميم و قدى چو حلقهء نون » در بهار عجم گفته : « چشمهء ميم كنايه از حلقهء ميم است ، سنائى گفته : محبّت تو جگر تشنگان باديه را * زلال خضر بود در گلو ز چشمهء ميم » محقّق طوسى ( ره ) در آخر شرح اشارات بعد از ذكر شدّت گرفتارى و كثرت مصائب و سختى حال خود با كلماتى دلخراش و عباراتى جانگداز گفته : « نعم ما قال الشاعر بالفارسيّة : بگرداگرد خود چندانكه بينم * بلا انگشتري و من نگينم » . و اگر اندكى تدبّر شود در اين كلام امير المؤمنين ( ع ) دربارهء دنيا « دار بالبلاء محفوفة » و همچنين در اين نبوى معروف « حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النار بالشهوات » نيز همين نكته ملحوظ است زيرا معنى آنست كه گرداگرد دنيا را بلا گرفته است ، و همچنين بهشت با سختيها احاطه شده و دوزخ با مشتهيات و دل - بخواهها ، حاصل سخن آنكه تشبيه مذكور در واقع نظير مضمون آيه است : ضاقت عليهم الارض بما رحبت . و نزديك بفرمايش امير المؤمنين ( ع ) است « دار بالبلاء محفوفة » اين دو بيت ملّاى رومى : هيچ كنجى بىدد و بىدام نيست * جز بخلوتگاه حق آرام نيست باللّه ار سوراخ موشى در روى * مبتلاى گربه چنگالى شوى و مراد از « فسوس داشتن به قرآن » همانا اهانت و بىاعتنائى كردن به آن و بمسخرگى و هزل تلقّى نمودن آنست و وليد از جملهء مستهزئين بوده است ابن دريد در